کسانی که در تاریخ کربلا کار کرده‌اند انگشت‌شمارند
25/06/1398 14:44

میرابوالقاسمی گفت: ثبت دیرهنگام یک واقعه تاریخی مشکل بوده و امکان تحریف و دست بردن در آن زیاد است اما این‌که بگوییم چون این منبع متقدم و به واقعه عاشورا نزدیک است احتمال خطا در آن کمتر است؛ همیشه این‌‌گونه نیست.

به گزارش روابط عمومی موسسه خانه کتاب،  نشست معرفی و بررسی «شهدای نینوا» نوشته ابراهیم صالحی‌ حاجی‌‌آبادی یکشنبه 24 شهریور در سرای اهل قلم موسسه خانه کتاب برگزار شد. در این نشست زهیر صیامیان، رقیه میرابوالقاسمی و نویسنده کتاب حضور داشتند و درباره این کتاب به بحث و بررسی نشستند.

در کتاب «شهدای نینوا» پنج گزارش مشهور مطرح شده تا در نهایت گزارشی که طبق اصول و قواعد پژوهش موثق‌ترین و معتبرترین است، مشخص شود. طبق گزارش پنجم، بنابر آنچه در کتاب‌های کهن و متعدد آمده، روز عاشورا 72 تن از اصحاب امام به شهادت رسیدند که باتوجه به تاریخ کهن و مصادر موجود از تاریخ به نام آن‌ها استخراج و ضمن بیان تحریفات و مطالب نادرستی بیان می‌شود که برای هریک از این شهداء در کتاب‌ها رواج یافته، نکات قابل اعتمادی که در کتاب‌های کهن برای آن‌ها نقل شد.

مطالب این کتاب در دو بخش کلی «شهدای بنی‌هاشم» و «شهدای غیر بنی‌هاشم» تنظیم و دسته‌بندی شده است. در این اثر هویت بیش از 150 تن از کسانی که ادعا شده در کربلا به شهادت رسیده‌اند، مطرح و بررسی شده است؛ افرادی که با تکیه بر منابع ضعیف و بی اعتبار نامشان درشمار شهدای کربلا ضبط شده، حال آنکه نام بسیاری از آن‌ها درشمار اصحاب امام حسین (ع) ضبط نشده چه رسد به شهادت آن‌ها در کربلا!
 

در ابتدای نشست حاجی‌آبادی، مولف کتاب با اشاره به این‌که 6 تا 7 سال در زمینه شهدای نینوا پژوهش انجام داده‌ام گفت: بسیاری از مسائلی که درباره شهدای کربلا گفته شده دارای تحریفات بی‌شماری است. نه تنها در بیان حوزویان بلکه حتی در رده بالای حوزه نیز به این نکات توجه نداشته‌اند. گویا تاریخ برای نویسندگان یک مورد پیش پا افتاده است و هر کسی با کوچکترین اطلاعی درباره مطالب تاریخی می‌خواهد دست به نگارش کتاب بزند.
 
وی افزود: نینوا واقعه‌ای است که در تاریخ متفاوت است و کتاب شهدای نینوا تعداد شهدای کربلا را مورد بررسی قرار می‌دهد که در گزارش‌های گوناگون به 89 تن، 87 تن، 78 تن و... اشاره شده و با توجه به تعدد منابع و قدمت آن‌ها گزارش 72 تن موثق‌ترین گزارش است و امام حسین(ع) همراه این 72 تن نماز ظهر را گذراندند و سپس به شهادت رسیدند و 72 سر به کوفه فرستاده شد.
 
وی همچنین به کتاب «طعنه رقیب» که جلد دوم این کتاب است نیز اشاره کرد و گفت: در این کتاب هویت 148 تن را بررسی می‌کند و به افرادی اشاره می‌کند که هویت خارجی ندارند و کسانی که در لشگر امام حسین (ع) بودند و عصر عاشورا به شهادت نرسیدند و اما نامشان در شمار شهدای کربلا ثبت شده است و گروه سوم نیز که جزو دشمنان امام حسین و امام سجاد بودند.
 
حاجی‌آبادی ادامه داد: آن‌چه امروز در مورد شهدای کربلا گفته می‌شود تحریف شده است و کتاب «شهدای نینوا» با تکیه بر منابع نخستین و متقدم نوشته شده است. کتاب سوم این مجموعه «بازخوانی برخی از منابع عاشورا» و جلد چهارم «اصول و قواعد پوهش در تاریخ» (مطالعه موردی درباره شهدای کربلا) نام دارد که در دست نگارش است.
 


سپس میرابوالقاسمی نیز سخنانش را ارائه داد و گفت: کتاب «شهدای نینوا» اثری ارزشمند است و نوشته‌های آن نشان‌دهنده زحمات زیاد برای این پژوهش بوده است. کسانی که در حوزه عاشورا کار کرده‌اند دشواری کار را می‌دانند. به دو دلیل این دیدگاه را مطرح می‌کنمT زیرا واقعه عاشورا از جمله رویدادهایی است که مدون شدن آن با زبان وقوع آن فاصله زیادی داشته است.
 
وی ادامه داد: مقتل ابی مخنف نخستین گزارش مکتوب از حادثه کربلا است که در تاریخ طبری نیز آمده است و فاصله‌ای 100 ساله با این واقعه داشته و با روایاتی تاریخ عاشورا را نقل کرده است. ثبت دیرهنگام یک واقعه تاریخی مشکل بوده و امکان تحریف و دست بردن در وقایع زیاد است زیرا سانسور شدن نیز در برخی دوره‌های تاریخی نیز حاکم بوده و بخشی از وقایع تا به دست ما برسد با تحریفات زیادی مواجه شده است.
 
این پژوهشگر تاریخ اسلام افزود: پژوهش در واقعه عاشورا بسیار کار دشواری است که اگر کسی انگیزه نداشته باشد سمت این قضیه نمی‌رود. اهتمام زیادی که مولف برای دیدن منابع گوناگون داشته ارزشمند است زیرا تقریبا همه منابعی که گزارش‌هایی از شهدای کربلا را داشته دیده است تا بتواند علمی‌تر کارش را پیش ببرد و منبعی را نادیده نگذاشته است. این مساله به خودی خود ارزشمند است زیرا به زدودن تحریفات بیشتر کمک می‌کند که امیدوارم در ادامه کار نیز با همین انگیزه و همت کار را پیش ببرد.
 
وی همچنین نقدهایی نیز به کتاب وارد کرد و گفت: یکی از مهمترین کارها بحث منبع‌شناسی در کتاب است که مولف خیلی خوب منابع را دیده و از فهرست کتابشناسی آخر کتاب نیز این مساله به روشنی پیدا است اما موضوعی با نام شناسایی و بازخوانی هویتی شهدای کربلا و منابعی که از قرن دوم تا به حال را گزارش می‌دهد در گام نخست به منبعی مکتوب احتیاج داشته است و این‌که یک معرفی مشخص به منبع‌شناسی اختصاص بدهد.
 
وی ادامه داد: یکی از مشکلات این است که معیار روشنی برای گزینش گزارش‌ها نداشته است. در بسیاری جاها تصریح می‌کند که این گزارش را می‌پذیریم زیرا منابع متقدم در آن وجود دارد و به واقعه عاشورا نزدیک است احتمال خطا در آن کمتر است اما همیشه این‌طور نیست زیرا در گزارش‌های تاریخی باید با احتیاط پیش برویم زیرا گاهی منبع متاخر نیز به منبعی دسترسی داشته که شاید گزارش درست‌تری از واقعه را به تصویر کشیده باشد.
 
میرابوالقاسمی افزود: این‌که گزارش‌های واقعه عاشورا بر چه اساسی گزینش شده خواننده را خیلی قانع نمی‌کند و این ضعف تحلیل مولف را می‌رساند. در تاریخ باید با سند و مدرک سخن بگوییم تا خواننده کتاب بداند به دنبال چه چیزی است. این‌که کتابی تالیف می‌شود باید سطح دانش مخاطب نیز مشخص شود که برای عام کتاب نوشته شده یا برای افراد تحصیل‌کرده؟ زیرا مخاطب کتاب احتیاج به دلایل محکم‌تری برای اغنا شدن دارد.
 
وی افزود: مستندترین تاریخ مقتل‌نویسی متعلق به ابی مخنف است که در تاریخ طبری نیز آمده است و نثر قرن دوم با آن‌چه در مقتل‌های دیگر آمده بسیار متفاوت است. همچنین مقدمه کتاب نیز خالی از اشکال نیست. تا صفحه 21 مقدمه است و بعد از آن عنوان آمده که مخاطب وارد متن کتاب می‌شود اما همچنان می‌بینیم که مقدمه کتاب ادامه دارد.
 
همچنین این پژوهشگر تاریخ اسلام ادامه داد: همچنین سال وفات همه نویسنده‌ها آمده و همچنان تکرار شده است. بر این باورم که سال وفات نویسنده برای بار نخست بیاید کفایت می‌کند و نیاز به تکرار آن نیست. همچنین ارجاعات در متن کتاب نیست. شاید چون ارجاعات زیاد است ناخوشایند به نظر بیاید اما نیاز است که باشد تا خواننده به‌آسانی کتاب را مطالعه کند. امیدوارم مولف در چاپ بعدی کتاب یک فصل مشخص را به بررسی منابع اختصاص دهد زیرا ادبیات تحقیق بسیار مهم است.

سپس زهیر صیامیان سخنانش را درباره این کتاب مطرح کرد و گفت: کسانی که در تاریخ کربلا کار کرده‌اند انگشت‌شمارند و بیشتر آن‌ها علاقه‌مندان حوزه علمیه و کسانی هستند که دغدغه‌های دینی داشته‌اند که یا مبلغانه با موضوع برخورد کرده‌اند یا کسانی مانند اسفندیاری و حاجی‌آبادی مبلغانه ولی منتقدانه به موضوع نگاه کرده‌اند با این رویکرد می‌توان آن‌ها را پیرایشگران رویداد واقعه کربلا نام نهاد.
 
وی افزود: تحلیل گفتمان در گزارش‌های واقعه کربلا از لحاظ موضوعی بسیار مهم است و این مساله را در آثار میرابوالقاسمی و حاجی‌آبادی دیده‌ام که هر دو در سطح تبیین این روایت‌ها هستند و دسته‌بندی، سنخ‌شناسی و نقد و بررسی شده‌اند ولی تفاوت آن‌ها از یک جایی دیده می‌شود. میرابوالقاسمی در پاسخ به این پرسش مورخانه است که این گزارش‌ها در تاریخ نگرش‌های شیعیان و مسلمان به چند دسته عاطفی، حماسی، کلامی و تاریخی تقسیم می‌شود ولی آقای حاجی‌آبادی به دنبال این بوده است که در ورای این گزارش‌ها چه چیزی در کربلا رخ داده و در تعداد شهدای کربلا چه به وقوع پیوسته است.
 
این استاد تاریخ اسلام ادامه داد: درباره حُسن کتاب نیز باید بگویم که مطالب این اثر برای آن وجوه مبلغانه که تاریخ کربلا را در جامعه شیعیان تبدیل کرده به تاریخ فرهنگی، موضوعی، تاریخ آداب و رسوم و تاریخ آیینی و مناسک می‌توان این کتاب را مورد استفاده قرار داد. کار حاجی‌آبادی می‌تواند کتابی باشد برای مبلغان محرم و حوزویان که روایتی معقولانه و همدلانه با فرهنگ رایج امروز ارائه کنند. همچنین می‌توان تا انقلاب اسلامی و دهه 40 و 50 که کتاب شریعتی و مطهری منتشر می‌شود تاریخ تفکر و نگرش به عاشورا را تقسیم کنیم به نگرش‌های کلامی مبلغانه و سپس انتقادی.
 
وی افزود: رویکردی که در فضای حوزویان و غیرحوزویان در فضای جامعه شیعی رشد می‌کند این است که نگاه ما به عاشورا تحریف‌زدایانه باشد زیرا ارزش عاشورا از نگاه اسلام بازخوانی می‌شود، باید اصل هدف قیام کربلا را مدنظر داشته باشیم و بقیه تحریفاتی است که اصل را در سایه قرار داده و آن را از بین برده است. در تاریخ نگرش‌های کلامی و فکری و فرهنگی شیعیان روایتی فرهنگی داستانی از روایت کربلا داریم که تاریخ نجات و رستگاری است و در کتاب نیز به آن اشاره شده و متاثر از این رویکرد است که اگر امام حسین(ع) «قائم به‌السیف» است و برای مقابله با ظلم قیام کرده است آیا این تکلیف همه شیعیان است؟ نه باید بگوییم که تنها تکلیف امام حسین (ع) است. موضوع کربلا بسیار درهم تنیده به لحاظ حقوقی، شرعی، فقهی، کلامی و عقیدتی است که در تاریخ تفکر شیعه مطرح است.
 
صیامیان ادامه داد: کتاب نتیجه تحقیقات صالحی از سال 85 به این طرف است و مقاله‌هایی که در این زمینه نوشته و مشخص است که دغدغه‌مندانه در این حوزه پژوهش می‌کنند. یکی از دلایلی که مورخان سراغ این موضوع نمی‌روند حجم بالا و سنگین کار است زیرا در فضای حوزوی، تاریخ علمی در خدمت است نه این‌که علمی مستقل باشد. 40 نفر در مقتل ابی مخنف حضور دارند که حبا یا بغضا شرح این مقتل را می‌گویند حتی عنوان مقتل نمی‌خواهد تاریخ‌نگرانه باشد بنابراین بحث مقتل در قرن دوم بسیار متفاوت است.
 
وی نقدهایی نیز بر کتاب وارد کرد و گفت: در نقد کتاب هم باید بگویم که شیوه ارجاع منابع غیرمتعارف است و در تمام منبع‌شناسی پایان کتاب بر اساس نام فامیل خانوادگی مولفان است که اگر این مساله اصلاح شود به شیوه بهره‌وری از کتاب کمک بسیاری می‌کند. زیرنویس بودن کتاب هم از لحاظ فنی هزینه‌بر است اما لازم است که زیرنویس شوند تا مخاطب بتواند به‌آسانی کتاب را مطالعه کند و به شیوایی نثر آن کمک بسیاری کند. درباره روش‌شناسی کتاب هم بگویم که آیا متقدم بودن منابع باعث صحت آن است؟ 
 
صیامیان عنوان کرد: بخشی از روایات که در کتاب استفاده شده روایات اهل سنتی است که گرایش به تشیع دارد اگر در تقسیم‌بندی آن می‌شد تفکیک و دسته‌بندی منابع را آورد کار برای مورخان و پژوهشگران کاربردی‌تر می‌شد. پیش‌فرض‌های عقلانی که در تاریخ تفکر ما قرار دارد تعیین می‌کند چه روایاتی را به سمت صحت و چه روایاتی را به سمت عدم صحت بیاوریم اگر نتوانیم دسته‌بندی از صحت و سقم روایت‌ها داشته باشیم دچار یک بازی بی‌پایان می‌شویم و نمی‌توانیم از این گود خارج شویم. همچنین تاریخ‌گذاری منابع در تمام کتا‌ب‌های تاریخی لازم است تا بتوانیم روایت تطور و تنوع روایات را به‌درستی به دست خواننده برسانیم این موضوع تنها تاریخی نیست بلکه عاطفی، احساسی کلامی و پیچیده است.